السيد موسى الشبيري الزنجاني

1033

كتاب النكاح ( فارسى )

البته ايشان يك تعبير ذكر كرده‌اند كه خالى از مسامحه نيست ، ايشان اطراف شك را حيوان و انسان قرار داده‌اند ، در حالى كه حكم اختصاص به اين مورد نداشته ، در جايى كه شك بين انسان و جماد هم باشد همين مسأله پيش مىآيد ، مثلًا چه بسا از دور چيزى ديده مىشود كه مردّد بين مجسمه يا انسان مىباشد ، كه اين گونه مثال شايع است ، بنابراين بهتر بود عبارت بدين گونه باشد : « نعم لو شك فى كون المنظور اليه او الناظر انساناً أو غير ( / غير انسان ) » . البته در مورد ناظر فرض شك بين انسان يا جماد تصوير نمىشود ، چون جماد نمىتواند ناظر باشد « 1 » ولى اين امر عبارت بالا را با اشكال مواجه نمىكند زيرا مانعى ندارد كه مصداق غير انسان در مورد منظور اليه اعم از حيوان و جماد باشد و در مورد ناظر خصوص حيوان ، و معناى عبارت فوق اين نيست كه مصداق غير انسان در هر دو فرض يكسان است . 3 ) كلامى از مرحوم آقاى خوئى - قدس سرّه - مرحوم آقاى خوئى ( ره ) در اينجا در وجوب تستر اعضاى زن بين وجه و كفين و ساير اعضاى وى فرق گذاشته‌اند و فرموده‌اند در وجه و كفين در موارد مشكوك كه وجود ناظر محترم احراز نشده تستر لازم نيست ، ولى ساير اعضاى زن همانند عورت مىباشد كه اگر در معرض ديد ناظر محترم باشد بايد پوشيده شود و لازم نيست وجود ناظر محترم احراز گردد . اين تفكيك مبتنى بر مبناى ايشان در تفسير آيه غضّ مىباشد كه به تبع صاحب اسداء الرغاب مراد از « لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها » را با مراد از « لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ . . . » مغاير دانسته‌اند و مراد از جمله نخست را حرمت ابداى غير از وجه و كفين بدون توجه به وجود و عدم وجود ناظر محترم دانسته‌اند « 2 » و فقط جمله دوم را به فرض قطع به وجود ناظر محترم مربوط

--> ( 1 ) البته ميتوان اين صورت را هم فرض كرد كه نمىدانيم كه طرف مقابل جماد است يا انسان ؟ كه ناظر محترم است ، در نتيجه در لزوم تستر از اين طرف شك مىكنيم ، ولى اين صورت را با عبارت فوق نميتوان بيان كرد و مثلًا با اين عبارت « لو شك فى كون ما يراه ناظراً محترماً او جماداً » ، بيان نمود . ( 2 ) فقط صورت قطع به نبودن ناظر محترم را از آن استثنا كرده‌اند . پس احتمال وجود ناظر محترم را براى لزوم